با خبرنگاران
از نامه هاى (۴۹ نهج البلاغه)حضرت علي (ع)است به يكى از كارگزارانش : اَمّا بَعْدُ، فَاِنَّكَ مِمَّنْ اَسْتَظْهِرُ بِهِ عَلى اِقامَةِ الدّينِ، وَ اَقْمَعُ بِهِ اما بعد، تو از كسانى هستى كه من به پشتيبانى آنان دين را اقامه مى كنم، و نخوت گنهكار را نَخْوَةَ الاَْثيمِ، وَ اَسُدُّ بِهِ لَهاةَ الثَّغْرِ الْمَخُوفِ. فَاسْتَعِنْ بِاللّهِ عَلى ما قلع و قمع مى نمايم، و رخنه ترسناك حدود و مرزها را مى بندم. در هرچه بر تو مهم آيد از خداوند اَهَمَّكَ، وَ اخْلِطِ الشِّدَّةَ بِضِغْث مِنَ اللّينِ، وَ ارْفُقْ ما كانَ الرِّفْقُ كمك بخواه، و سختگيرى را با آميزه اى از نرمى درهم آميز، آنجا كه نرمى و مدارا بهتر است اَرْفَقَ، وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حينَ لايُغْنى عَنْكَ اِلاَّ الشِّدَّةُ. وَ اخْفِضْ نرمش داشته باش، و جايى كه جز خشونت به كار نيايد خشونت كن، نسبت لِلرَّعِيَّةِ جَناحَكَ، وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ، وَ اَلِنْ لَهُمْ جانِبَكَ، وَ آسِ به رعيت فروتن باش، و با خوشرويى برخورد كن، و با ملايمت رفتار نما، و در نظر بَيْنَهُمْ فِى اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ، وَ الاِْشارَةِ وَ التَّحِيَّةِ، حَتّى لايَطْمَعَ انداختن به آنان با گوشه چشم و خيره نگاه كردن و اشاره و تحيت يكسان معامله كن، تا زورمندان الْعُظَماءُ فى حَيْفِكَ، وَ لايَيْاَسَ الضُّعَفاءُ مِنْ عَدْلِكَ. وَالسَّلامُ. به تو طمع ستمكارى نبندند، و ناتوانان از عدالتت نااميد نشوند. والسّلام. مطلب حاضر برآمده از پژوهشی در خصوص «عدالت در نگرش و روش حضرت علی(ع)» است. چارچوب مطالب مطرح شده مستند به فرمایشات و سیره حضرت علی(ع) است والبته برای ارائه آن متناسب با دنیای امروز و در قالبهای علمی رایج، مورد تأویل و تفسیر نگارنده نیز قرار گرفته است. بهرغم اینكه این امكان وجود داشت در دهها موضوع ریز و جزئی عدالت مطالبی ارائه شود ولی در نهایت ترجیح داده شد یك شمای كلی از مراحل عدالت علوی تقدیم گردد كه هدف این مقاله است. مرحله اول: انسان با مجموعهای از حقهای اولیه ذاتی متولد میشود. مرحله دوم: انسان با مجموعهای از حقهای ثانویه اجتماعی شامل حقهای اساسی اجتماعی و حقهای ارادی اجتماعی، به زندگی اجتماعی گردن مینهد. تا اینجا، فرض این است كه انسانها (نوع انسان)مطلق برابرند، بنابراین از حقهای برابر نیز برخوردارند. این برابری مبنای عدالت است. مرحله سوم: در تقسیم حقها و استفاده از آنها، كه شامل منابع و فرصتها هستند، مسئله تقدم و تأخر افراد مطرح میشود یا كمبود منابع و فرصتها پیش میآید. مرحله چهارم: افرادی در جامعه، تصدی تقسیم حقها را به عهده میگیرند و اینان همان نخبگان سیاسی و مدیران هستند. مرحله پنجم: به دلیل پیچیدگی انسان، پیچیدگی اجتماع، پیچیدگی روندهای سیاسی اجتماعی و پیچیدگیهای تقسیم حقها، به یك نظام پیچیده سیاسی و اجتماعی نیاز میافتد و این نظام شكل میگیرد. مرحله ششم: پس از حاكمیت نخبگان و شكلگیری نظام سیاسی، به هر دلیلی، كه ریشه آن اختلاف طبایع و سلایق انسانهاست - و منافع انسانها را نیز نباید از نظر دور داشت- دو گروه پدید میآیند،گروه اول حاكمان، مدیران و طیف طرفدار آنها كه امكانات و اهرمهای قانونی نیز در دست دارند. و گروه دوم طرفهای مقابل و مدعی، كه دست به خشونت نزدهاند. در این مرحله، عدالت تعیین میكند كه حاكمان و مدیران اولاً با خودشان و اطرافیان و همفكرانشان چه رفتاری داشته باشند تا آن رفتار عادلانه تلقی شود و جایگاه صاحبان قدرت و نفوذ در نظام سیاسی و تقسیم حقها چیست؟ ثانیاً با مخالفان و دشمنان سیاسی خودشان چه رفتاری داشته باشند تا از اصول عدالت خارج نشوند. نصیب هر دو گروه را نیز عدالت تعیین میكند. اگر بین این دو گروه كه در دو سر طیف قرار دارند عدالت برقرار شود برای سایر مردم كه در میان این دو گروه جای میگیرند طبیعتاً عدالت جاری خواهد شد. مرحله هفتم: در شرایطی خاص و استثنایی، مصلحت عمومی ایجاب میكند در صورت احراز چهار شرط مهم، برخی از حقهای خواص تا حدی نادیده گرفته شوند. در این هفت مرحله، عدالت و قاعده و قانون شفاف و همه فهم ارائه میدهد و منطق رفتارها، تقسیمها، تخصیصها و گزینشها تقریباً برای همگان روشن، قابل فهم و قابل قبول است. مرحله هشتم: قانون عدالت به دلیل كلیت و شمولیت، و قانون و قاعده بودن، برخی موارد كیفی و جزئی را نمیتواند تحت پوشش قرار دهد. در این مرحله، انصاف كه مبتنی بر عدالت و برتر از آن است مطرح میشود و عمل میكند. انصاف كه در تمام مراحل و عرصهها حضور دارد دردو حوزه به طور جدی مطرح میشود و كانون انصاف سیاسی این دو حوزه است، اول پایینترین و محرومترین طبقه اجتماعی،كه كانون و محور انصاف اقتصادی است و دوم مخالفان و دشمنان، كه كانون و محور انصاف سیاسی قرار میگیرند. نامگذاری رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفهی عمومی در بین آحاد مردم مطرح میسازد. مقام معظم رهبری سال 1390، را سال «جهاد اقتصادی» نام نهادند. همانطور که همگان میدانند رهبر معظم انقلاب، سال 88 را نیز به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» و سال 89 را به عنوان سال «همت مضاعف، کار مضاعف» نامگذاری فرموده بودند. امسال نیز توسط ایشان، سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری شده است. این امر نشان دهندهی اهمیت تحولات اقتصادی در اندیشهی معظم له بوده و باید توجه داشت تا به این شعارها سطحی و صوری نگریسته نشود. خوشبختانه در سرتاسر سالهای 1388 و 1389، شعارها تحقق عملی پیدا کرده و ملت و دولت در دو سال اخیر، هم به اصلاح الگوی مصرف و هم به همت مضاعف و کار مضاعف به جدیت پرداختهاند. در زمینههای اقتصادی، سیاسی، علم و فنآوری نیز کارهای بزرگی انجام شده که ناشی از نهادینه شدن اجرایی این کارها است. از جملهی این کارهای بزرگ و همتهای جدی، اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها بوده که میتوان نقطهی عطف مطلب مذکور باشد. در سال ۹۰ نیز باید ما همت خود را بر مسایل اقتصادی متمرکز کنیم. چرا که طبق بیانات رهبری، هماکنون مهمترین چالش کشور، موضوع اقتصاد است. البته همچنان نباید شعارهای سالهای گذشته را فراموش کنیم و چنانچه امسال حتی میبایست همت و کار مضاعف نمود و بروز بیشتری در کار ما داشته باشد، چراکه «جهاد اقتصادی» میدانی بسیار وسیعتر را برای تلاش و برنامهریزی میطلبد. در حوزههای اقتصادی نیز به دلیل تأثیر مستقیمی که بر حوزههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد، اگر ما بتوانیم به پیشرفت مد نظر برسیم، در حل بسیاری از مشکلات عمومی کشور هم موفق خواهیم بود. باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که مسایل جاری بیشتر حول مسایل اقتصادی همچون اشتغال، مسکن و سایر موارد مشابه است، که اگر در سال جاری بتوانیم طبق رهنمود رهبر انقلاب حرکت کنیم و موارد مورد نظر ایشان را در کشور محقق سازیم، نظام اقتصادی ایران الگویی موفق برای سایر کشورهای جهان خواهد شد. شواهد نشان میدهد نامگذاری رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفهی عمومی در بین آحاد مردم مطرح میسازد.
Design By : Night Melody


